الشيخ محمد الصادقي الطهراني
281
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
عقد ازدواج مسألهى 626 - « عقد » يا قرارداد ازدواج بههر زبانى كه باشد درست است ، و اگر هم بدون لفظ ويژهاش كه أنْكَحْتُ - نكاح كردم - باشد در صورتى كه جريانى نمايانگر زناشويى ميان مرد و زنى انجام گردد چه با نوشتن و يا گفتن و يا اشاره و هر طورى ديگر كه بهروشنى دلالت بر انجام ازدواج كند كافى است « 1 » ، و تنها طلاق است كه چنان كه خواهد آمد در صورت امكان نيازمند بهلفظ است . و بالاخره اگر هم لفظ در انجام ازدواج شرط باشد در اختصاص الفاظ خاصى كه معمول است نمىباشد ، بلكه هر لفظى كه دلالت بر انجام ازدواج كند كافى است ، كه اگر مثلًا مرد بگويد قبول دارى زن من باشى ؟ و او بگويد قبول كردم بههمين سادگى عقد ازدواج انجام شده و هر دوى زن و مرد بهيكديگر محرم مىشوند ، بهشرطى كه با اين الفاظ يا اعمال قصد ايجاد و يا إخبار از رابطه زناشويى كند ، و نه صرف پرسش كه بخواهد از او نظرخواهى كند كه گرچه نظرش مثبت باشد لكن شرائط ديگرش نيز بايد رعايت گردد كه در عقد منقطع از جمله زمان آن است كه تا چه زمان و با چه شرط ، و إخبارش هم گزارشى است از آنچه براى يكديگر تصميم گرفتهاند ، كه إخبار از اين تصميم بهمنظور خبريابى همسران بههر وسيلهى ممكن واجب است ، كه با لفظ يا نوشتهى صحيح و يا هر صراحتى ديگر مىباشد . عمده اين است كه معلوم باشد قضيهى رفيق بازى و زنا در كار نيست ، بلكه مقصود زناشويى و تشكيل زندگى جديد است چه دايمش و چه موقتش . و در صورتى كه صيغهى عقد بخوانى كه چه بهتر و دلالتش هم روشنتر است ، برحسب دو آيهى : « زَوَّجْناكَها » ( سورهى احزاب ، آيهى 37 ) : و « إنى اريدُ أنْ أنْكِحَكَ احْدَى اْبنَتّىَ هاتَيْنِ » ( سورهى قصص ، آيهى 27 ) « مىخواهم تو را بهنكاح يكى از دخترانم درآورم » كافى است ، و اينجا ايجاب از طرف مرد است و قبول از طرف زن ، زيرا در اين دو آيه فاعل
--> ( 1 ) - هيچ يك از قدما و گروهى از متاخرين هيچگونه لفظى را در نكاح شرط نكردهاند و شيخ مفيد بهاين فتوى تصريح كرده است ( 2 : 260 )